Welcome to Delicate template
Header
Just another WordPress site
Header

تنش های ناگزیر بین اندیشه جدید وارزش های اخلاقی (سنتی) چگونه می تواند منتهی به آرامش وسازگاری شود؟
انسان مدرن یا «انسان اقتصادی» آدام اسمیت، که انگیزه اصلی فعالیت های وی نفع شخصی است، چه منزلتی درنظام ارزش های اخلاقی (سنتی) که اساسا نافی نفع شخصی ومبلغ نوع دوستی است، می تواند داشته باشد؟

دنباله متن …

«دولت» و«جامعه مدنی»

November 15th, 2016 | فرستنده admin در دسته بندی نشده - (Comments Off)

تفکیک حکومت ازجامعه مدنی وتحدید آن یکی ازشرایط ضروری تحقق آزادی ها وحقوق فردی است.
حکومت به خودی خود به علت این که آزادی ها را محدود می کند شراست ولی شری است اجتناب ناپذیر، چون نبودن آن وضع بدتری (وضع جنگ) را پدید می آورد.

دنباله متن …

تعارضی که در آغاز دوران جدید، در نظر وعمل، میان دو ساحت عمومی وخصوصی ظاهر شد، ناچار، نیازمند مبانی نو آیینی بود تا بتواند نسبت ویا بهتر بگوییم، دیالکتیک آن دو ساحت را توضیح دهد.

دنباله متن …

مفهوم جامعه مدنی درآغازفلسفه های سیاسی واجتماعی درتعارض آن با مفهوم جامعه سیاسی طرح شد. چنان که پیش ازاین گفته شد: موضوع حدود 22 قرن ازتاریخ اندیشه مناسبات سیاسی بود که دولت تبلورآن است.

دنباله متن …

اصطلاح بی معنا وجعلی «پنداره گرایی»، که امیرحسین آریان پوربرمبنای درکی بسیارسطحی ازفلسفه مارکسیستی به عنوان معادل اصطلاح ایده آلیسم پیشنهاد کرده، ناشی ازجهل مضاعف به فلسفه هگل ونیزمارکس بوده است.

دنباله متن …

این که علی شریعتی نظام شوروی استالینی را «آفریننده ایمان متحرک» می دانست وتصورمی کرد که تا پایان دوره خروشچف «فلسفه علمی، فلسفه ماتریالیسم دیالکتیک ومکتب ماتریالیسم» به نهاد تبدیل نشده بود، مبین این است که حتی یک عبارت ازمارکس ودیگرنویسندگان «فلسفه علمی» نخوانده بود. آنان، به صراحت، «فلسفه علمی» را ایدئولوژی قدرت تعریف کرده بودند.

دنباله متن …

برپایه ایدئولوژی هایی که نویسندگان معاصرازجلال آل احمد تاعلی شریعتی و… بافته اند، تنها می توان درتوهم آنجه خود داشت… این احتضارطولانی را به تماشا نشست.
عمده نویسندگان معاصرایرانی که اینجا به وجوهی ازآثارآنان اشاره می شود، هریک به نوعی سهمی درایجاد توهم «آنچه خود داشت …»، دارند.
بسیاری ازنویسندگان سده گذشته ایران یا بهتربگوییم، ارباب «ایدئولوژی های جامعه شناسانه» که بازسازی اندیشه سنتی وبازگشت به آن را به عنوان واکنشی رهایی بخش دربرابرکژراهه وبیراهه تجدد، وجهه همت خویش قراردادند، ازآنجا که این باسازی برمبنای اندیشه تجدد ودرک ماهیت دوران جدید انجام نشد، نسبت به بسیاری ازجنبه های سنت آگاهی درستی پیدا نکردند.

دنباله متن …

سید محمد حسین طباطبایی، درواپسین سال های دهه ی هزاروسیصدوبیست، به دنبال طرح شدن نظریه ی «مارکسیستی» شناخت که ازطریق نوشته های برخی ازاحزاب چپ درایران به مهمترین موضوع فلسفی مورد بحث تبدیل شده بود، درمقام پاسخ گویی به ایرادهای آن نظریه ی شناخت، کوشید تا به تجدید مطلعی درفلسفه بپردازد. حاصل کوشش آن فیلسوف کتاب درخورتوجهی بود که با عنوان «اصول فلسفه وروش رئالیسم»، درپانزده مقاله انتشارپیدا کرد.

دنباله متن …

احسان طبری، درفصلی ازکتاب “برخی بررسیها ذرباره جنبشهای اجتماعی درایران”، با عنوان «مقام تاریخی جامعه شناسی فارابی»( ص179-184) می کوشد تا آنچه را که فارابی دراحصاالعلوم «علم مدنی» خوانده است، به نوعی جامعه شناسی تبدیل کند. اودرآغازبحث، برای توضیح دیدگاه خود می نویسد:
“با انکه ما می کوشیم ملخصی ازنظرفارابی را درباره جامعه بدهیم، ولی چون به دنبال تکرارکارانجام شده نیستیم، بیشترتوجه خود را به منابع اساسی تفکرفارابی معطوف می کنیم ونیز بی مورد نمی دانیم برخی نظریات همانند فارابی را که درفلسفه باخترقبل وبعد فارابی پدید آمده است، مطرح سازیم وبدین ترتیب، مطلب را اززاویه دیگری مطرح کنیم که تا کنون درنوشته های تحقیقی فارسی درباره فارابی به نظر نرسیده است”. (ص 180)

دنباله متن …

بحران تجدد درایران وشکست آن، به رغم کوشش های صد وپنجاه ساله گذشته، بحرانی دربنیادهای عقلانیت است وبه همین دلیل گفتیم که روش ما فلسفی است ونه تاریخی، به مناسبت این جا، اضافه می کنیم که روش ما جامعه شناختی نیز نیست. جامعه شناسی، به طورخاص وعلوم اجتماعی به طورعام، ازاسباب ولوازم تجدد است وبا امکان پذیرشدن تجدد، امکان تاسیس یافته است. اما دروضعیت امتناع اندیشه وبراثرتصلب سنت، که سدی استواردربرابرهرگونه تجدید نظردرمبانی برافراشته است، کاربرد روش جامعه شناختی نیز، به نوبه خود، نه تنها نخواهد توانست گرهی بازکند، بلکه خود مشکل آفرین نیزخواهد بود. به کارگیری روش جامعه شناختی درشرایطی که مشکل مبانی مطرح است وافزون براین، به دنبال تصلب سنت، مبانی علوم اجتماعی برما معلوم نیست، خود بن بستی بربن بست کنونی خواهد افزود، زیرا توهم راه برون رفتی را به ما القا خواهد کرد که درواقع، تحقق خارجی نمی تواند داشته باشد، این توهم را ما درنیم سده گذشته تجربه کرده ایم، هرچند که البته، این تجربه را به اندیشه درنیافته ایم.
ازپیوند علوم اجتماعی جدید وسنت، ترکیب نامیمونی به دست خواهد آمد که پیش ازاین، ازآن به «ایدئولوژی های جامعه شناسانه» تعبیرکرده ایم.

دنباله متن …