« ملاحظات مقدماتی درمفهوم ایران » – 6

تاریخ ایران درهمه بدی ها وخوبی های آن، نیازی به اید ئولوژی ندارد.

آنچه ایران را ازهمه کشورهای همسایه او متمایز می کند، تاریخی بودن
تاریخ آن است.

کشورهایی درهمسایگی ایران، که تاریخ آن ها منابعی جز منابع تاریخ ایران ندارد، برای نوشتن تاریخ خود ناچار باید مقولات  علوم اجتماعی وعلم سیاست جدید را وام بگیرند. بسیاری از کشورهای همسایه ایران، به لحاظ تاریخی، کشورنیستند وتاریخ آن ها جزئی از تاریخ ایران است، اما از خلاف آمد عادت با توجه به مقولات علم سیاست جدید کشور به شمار می آیند. نوشتن تاریخ این کشورها در بی اعتنایی به مقولات علم سیاست جدید ممکن نیست، زیرا اگرچه زمانی برآن ها گذشته، اما این گذشت زمان موجب نشده است مردم این کشورها به چنان آگاهی برسند که بتوانند مقولات فهم وحدت قومی خود را تدوین کنند. البته، منظورمن این نیست که این مسائل «کشورها» را نمی توان با آن نظام مفاهیم توضیح داد، بلکه می خواهم بگویم که آن ها نظام مفاهیم خود را ندارند و، ناچار، باید نظام مفاهیم علوم اجتماعی جدید را برآن ها تحمیل» کرد. فرآورده ی این «تحمیل» را دردانشگاه های غربی – بویژه ایالات متحده – «مطالعات خاور میانه» خوانند وازمهم ترین دستاوردهای جدید آن صدور«دموکراسی» به افغانستان، عراق، لیبی و… است.

عراق و افغانستان،
اگربخواهند «تاریخ» و «وحدت قومی» خود را بفهمند، نمی توانند ازمقولات جدید علوم
اجتماعی وعلم سیاست بی نیاز باشند، اما مفاهیم تاریخ، ملیت ودولت ایران موادی را
فراهم آورده است که بدون ارجاع به نظام مفاهیم جدید نیزمی توان تاریخ ایران را
فهمید.

این که من می گویم
درنوشتن تاریخ ایران نمی توان هگلی، مارکسی و… بود – یعنی هگلی یا مارکسی بودن
بی معناست، اگرچه تاریخ مارکسیستی ایران وجود داشته، اما عرض خود بردنی بیش نبوده –
به معنای این است که نظام مفاهیم آن ها قالب هایی برای مواد ویژه هستند وجز به
عنوان قالب ها نیزنمی توان ازآن ها سود جست.

آن گاه که هگل ایران
را نخستین دولت می خواند، مفهوم دولت را برمواد تاریخ ایران تحمیل نمی کند، که
دراین صورت می توانستیم از ایدئولوژی هگلی دولت سخن بگوییم، بلکه مفهومی را می
سازد که با نظری به واقعیت ومواد تاریخ نیز تنقیح شده است.

گام نخست درنوشتن
تاریخ ایران نقادی ایدئولوژی هایی است که ازسده ای پیش هم چون «پرده پنداری» – به
تعبیری که ازفریدالدین عطاروام می گیرم ودرواقع معادلی برای وجه معرفتی ایدئولوژی
و «آگاهی کاذب» است – برای پنهان نگاه داشتن واقعیت ایران به کار گرفته شده است.
برای تدوین تاریخ ایران این پرده پنداررا باید درید.