1

ملت ،دولت و حکومت قانون

درآمد

در این دوره بحرانی ایران ،و ژرف تر شدن شتابناک بحران آن ، که پراکندگی همه سویه ای را در همه ساحت های زندگی ایرانیان به دنبال آورده ، یکی از مهم ترین سختی هایی که مردمان این کشور با آن رو-به -رو هستند این است که هیچ شالوده استواری وجود ندارد که بتوانند بر آن تکیه کنند.

ملت ، دولت وحکومت قانون جدید ترین کتاب جواد طباطبایی است که انتشارات مینوی خرد در تهران منتشر نموده . دولت – ملت ،اصطلاح رایج علوم اجتماعی اروپایی است که ایرانیان نیز از آن گرته برداری کرده اند. ملت ، دولت که در عنوان کتاب آمده حکایت از شرایط ویژه کشور کهن سال ایران دارد که طباطبایی بارها در کتابهای گوناگون تلاش نموده این مفهوم نو را تببین کند. 

بعد از تجزیه امپراطوری مقدس اروپا، امت مسیحی بحال خود رها شد. زبانهای ملی جایگزین زبان مسیحی (لاتین )شدندو با اتحاد قدرتهای پراکنده محلی که نتیجه سلطه طولانی مسیحیت بود ، مرزهای معینی شکل گرفت و ” دولتهای ” مستقلی ظهور کردند و ” ملتهای ” خاص خود را بنا نهادند .این روندی بود که  کم وبیش در اروپا اتفاق افتاد.

ایران هیچگاه امت نبود ونشد حتی زمانی که اسلام در ایران مستقر شد ، و خطبه بنام خلیفه خوانده می شد ، ایران ” ملت ” باقی ماند ، و شاید بتوان گفت ایرانیان کهن ترین اقوامی هستند که ” ملت ” خود را بسیار زود تشکیل داده اند. به این معنا این ” ملت ”  ” دولتهای ” خود را تشکیل داده و هر گاه منافع ملت تامین نشده آن دولتها را کنار گذاشته است. مشروطیت ایران موفق شد این مفهوم ” کهن ” را به مفهومی ” نو ” مبدل سازد . در متن کتاب بکرات این موضوع مورد بررسی قرار می گیرد

عنوان فرعی کتاب ” جستار در بیان نص وسنت ” است.

پیوند میان نص وسنت یکی از موضوعات محوری این دفتر است .طباطبایی قبلا در کتابهای “مکتب تبریز ” و ” ابن خلدون وعلوم اجتماعی ” و ” نظریه حکومت قانون ” فصولی را به توضیح و تفسیر ” مفهوم سنت ” در مسیحیت ، و تفاوت آن با ” سنت اسلامی ”  ، اختصاص داده است.این مطالب بعلت بدیع بودن آن چندین وچند بار قابل مطالعه است.

آنچه به ایران مربوط است ، سنت شاهنشاهی ” وحدت ” در ” کثرت ” ایرانیان مجموعه ” تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ” را فراهم آورده که پژوهش احمد تفضلی شامل متون کشور داری ، دستگاه دیوانی ، ادبیات وسنگ نوشته ها و….می باشد که بعد از اسلام بصورت سیاست نامه نویسی ، تاریخ ، وادبیات حماسی واسطوره ای و..تجدید حیات یافت . ” عصر زرین فرهنگ ایران ” در قرون 3 تا 6 هجری بدون آن پشتوانه فرهنگی میسر نبود.

ایرانیان قبل از اسلام باسنت عقلی فلسفه یونانی آشنایی داشتند، با ترجمه هایی از قسمتهایی از ” ارگانون ” ارسطو و دیگر متون فلسفی ومنطقی یونانی به زبان پهلوی وبعدها ترجمه این متون به عربی وترجمه مجدد به فارسی برگنجینه سنت عقلی ایرانیان ونصوص فلسفی آنان افزوده شد.

با ورود اسلام به ایران ، دربستر چنین متون پر ارزش سیاسی ، ادبی ، و فرهنگی ، اسلام ایرانی متفاوت از اسلام سرزمین مادری شد . معنای ” بیرون درون ” جهان اسلام که طباطبایی بارها متذکر شده ناظر بر همین وجه از زمینه های فرهنگی ایرانیان است.بسیاری از متون فلسفی ، سیاسی ، ادبی ، وتاریخی ایرانیان در این دوره به زبان عربی نوشته شده . پژوهشگر علوم انسانی که عربی نداند ، از این گنجینه معنوی ” بیرون درون اسلام ” محروم می گردد .

چهارمین رکن سنت ایرانیان که طباطبایی کوشش نموده نظریه ای برای نص مفقود آن تدوین کند ، از زمان قاجار آغاز می گردد. شکست ایران درجنگهای ایران وروس ،اعزام ” کاروانهای معرفت ” به اروپا ،گزارشات سفیران اعزامی به ایران وگزارش سفرنامه نویسان اروپایی ، ایرانیان را متقاعد نمود که تغیرات شگرفی در مناسبات اجتماعی اروپاییان رخ داده که غفلت از آن ، وادامه سلطنت مستقل وبی قانونی ها ، شکستهای مهلک تر وسرانجام شومی را بر آنها تحمیل خواهد کرد.

با پیروزی مشروطیت ایران وایجاد حکومت قانون ، ایران ” درعمل ” در آستانه دوران جدید خود قرار گرفت .با تشکیل مجلس اول وتصویب قوانین از این آستانه نیز گامی فراتر نهاد.اما این ” عمل ” فاقد ” نظریه ای ” منسجم بود و میباید به مرور فلسفه سیاسی وفلسفه حقوق مشروطیت تدوین گردد .

طباطبایی در این دفتر ، سیر تاریخ اندیشه در ایران در فاصله پیروزی مشروطیت تا انقلاب اسلامی را دنبال می کند .او دیدگاه های ایدیولوژیکی بیش از نیم سده اخیر روشنفکران ایرانی را که یا مشروطیت را پرچم مبارزه علیه استبداد ، و دین را ابزار مبارزه برای کسب قدرت سیاسی نموده اند ، و یا آنکه ، مشروطیت را مقدمه انقلاب سوسیالیستی فهمیده اند ، سد راه تدوین نص چهارم یا نص دوران مدرن ایران می داند.

معنای مشروطیت از نظر طباطبایی ، ایجاد حکومت قانون ، تاسیس نهاد های نوین و تنظیم مناسبات جدید حقوقی است. مشروطیت توانست با محدود کردن قدرت مطلق پادشاه و تاسیس پارلمان و دادگستری ، راه تحولات آتی ایران را هموار نماید.

از نظر او عدم ترجمه متون بنیادی مدرن اروپایی در ایران ، و یا ترجمه غلط وگاه درست ودقیقی که به زبانی بیان شده ، که قابل فهم نیست ، به دشواری تدوین نص چهارم افزوده است. او که نخستین بار موضوع تدوین ” نص چهام ” را مطرح کرده ، نظر پژوهشگران را به رفع موانع تاسیس نص مدرن ایران جلب می نماید ، تا ایرانیان بتوانند بر تقدم عمل مدرن بر ” نظریه ” فایق آیند .همان مضمونی که آخوند زاده در نامه ای به ملکم خان متذکر شده بود .” بی ثمری سعی وتلاش طوایف اسلامیه مطلقا ناشی از آن است که …..ترقی علمی که به اصطلاح فرنگیان ترقی تئوری است ، به ترقی عملی یعنی پراتیک سبقت نکرده است .”

                                    *                       *                       *                                               

طبا طبایی می نویسد  : موضوع اصلی این جستار پژوهشی درباره ” مشکل ” ایران و هم چون خلاصه ای از بحث هایی است که پیشتر در دیگر دفترها  وبویژه مقاله ها آورده ام .بحث من تنها به تاریخ و تاریخ اندیشیدن ایران سیاسی کنونی اختصاص ندارد ، بلکه ، ایران ، به عنوان ایرانشهر ، ناظر بر وضع ایران بزرگ فرهنگی در تاریخ طولانی آن است.

او درص 11 همین کتاب اضافه می کند که این دفتر ، با دفترهای دیگر تمایز دارد و این جستار طرحی از دو دفتری است که پیشتر به آنها اشاره کرده ام وباید نظر پژوهنده ای را جلب کند که احتمال دارد بخواهد گامی در این راه بردارد.

معنای ” مشکل ” از نظر او چیست ؟طباطبایی در کتاب نظریه ای بر انحطاط ایران طرحی از این مفهوم ارائه می دهد. او می نویسد :در سده های گذشته ایران موضوع تامل در ادب فارسی ، و در دهه های گذشته ایران ” مسئله ای ” در علوم اجتماعی بود. ایران به عنوان مسئله موضوع شاخه هایی از علوم اجتماعی است ، اما ایران به عنوان ” مشکل ” ناظر بر وضع پیچیده ایران و باز سازی آن به عنوان ” موضع تامل نظری ” در وعاء ذهن است

یعنی ” مشکل ” ایران فلسفی است و باید اندیشیده شود و در قالب ” مفاهیم ” معینی تدوین گردد . او از ” مفهوم آبستن ” که نخست نظریه پرداز حقوق و اندیشه سیاسی آلمانی ، کارل اشمیت ، در توضیح روند عرفی شدن نظام مفاهیم در اروپا بکار برد ، وتوضیح داد که تجدد دورانی نو آیین ، و مبتنی بر مفاهیم یکسره نو آیین نیست بلکه ” مفاهیم آبستن ” ، نظام الهیات مسیحی در صورت عرفی آن به مفاهیم جدید تبدیل شده و نظام مفاهیم دوران جدید را بوجود آورده اند، در ” موضوع ” ایران استفاده می کند و می نویسد : در نوشتن تاریخ ایران نیازی به ارجاع به نظام مفاهیم جدید نداریم از این رو که این ایران به عنوان مشکل مفهومی آبستن است .

می توان گفت طباطبایی توانست زایش برخی از اساسی ترین مفاهیم نو در ” موضوع ایران ” را نمایان سازد، از جمله : قرون وسطی ایران به دنبال دوره نوزایش آمده نه بر عکس . تشکیل  ” دولت ملی ” آن هم زمان با تکوین ” ملت ” ممکن نشده و….

در کتاب ملت ، دولت وحکومت قانون او چند مفهوم نوآیین ویژه ایران بر این مجموعه می افزاید یکی از آنها تفسیر حقوقی مشروطیت و اهمیت آن در تاریخ معاصر ایران است.

او می نویسد : تاریخ نویسان مشروطیت ایران اهل حقوق نبوده اند و به اهمیت وجه حقوقی مشروطیت پی نبرده اند. این بحث می تواند پرتوی بر یکی از ناشناخته ترین زوایای اندیشه مشروطه خواهی بیندازد و پیوندی هم با نظریه اصلاح دینی در اسلام داشته باشد.

برای تهیه مقدمات این بحث ، طباطبایی ، ازمجموعه تاریخ اندیشه سیاسی جدید ، یک دفتر آن را به فلسفه حقوق اختصاص داده که تاکنون منتشر نشده است .از آن دفتر در تدوین این بحث کمک گرفته شده .طباطبایی حقوق را یکی از نخستین دانش هایی می داند که در سده های میانه متاخر در حدود سده دوازدهم میلادی در اروپا به عنوان شاخه ای مستقل و روشمند در الهیات مسیحی پدیدار شده و به یکی از ستونهای تمدن اروپایی تبدیل گردیده. از نظر او در زبان فارسی در مورد حقوق تحقیق جالب توجهی وجود ندارد.

او معتقد است که برای فهم پیچیده گیهای ایران بزرگ فرهنگی ، نیاز به نظریه ای عام داریم که بتوانیم ویژه گیهای آنرا توضیح دهیم. به این دلیل نمی توانیم برای تبین قانونمندی های تاریخ ایران از نظریه های ” جهانشمول ” استفاده کنیم .او با اشاره به توضیح  ” الگ گرابار ” در کتاب ” شکل گیری هنر اسلامی ” مبنی بر اینکه ، تاریخ هنر ایران نیازمند نظریه ای متفاوت از هنر اسلامی است ، و نمی توان آنرا با مفاهیم ومقولات تاریخ نویسی هنر اسلامی توضیح داد ، مینویسد : من گمان می کنم این گفته را می توان کمابیش به همه ناحیه های اندیشیدن ایرانی تعمیم داد.

یکی از آن نواحی موضوع مشروطیت ایران است.

مشروطیت ایران تاسیس نخستین حکومت قانون در آسیاست ، وبا توجه به اینکه اکثریت جمعیت ایران را مسلمانان تشکیل میدهند او نظریه حقوقی مشروطیت را نه تنها برای ایران بلکه معنای آنرا  برای  جهان اسلام نیزمهم میداند.او می پرسد که چگونه این اتفاق در ایران افتاد ؟

او عثمانی را با ایران مقایسه میکند .اصلاحات عثمانی دو دهه پس از  ایران با الغای خلافت ممکن شد ونظام ترکیه و لایسیته آن در مجموع تقلیدی از نظام سیاسی برخی از کشورهای اروپایی بود.اگر چه ایرانیان در نوشتن قانون اساسی ، از قانون اساسی بلژیک و کدهای ناپلئونی استفاده کردند ، اما نویسندگان این قانونها اهل اجتهاد نیز بودند .با مراجعه به مذاکرات مجلس اول می توان به ابداعات بی سابقه ای در تدوین قانون اساسی یک کشور اسلامی پی برد .آن اجتهاد وابداعات مشروطیت ایران چه بود ؟

دین اسلام دنیا را یکسره نفی نکرده و رهبانیت را نپذیرفته و کوششی که در مسیحیت برای باز کردن مکانی برای دنیا در کنار آخرت لازم بود ، برای اسلام ضرورت پیدا نکرد . مفهوم سکولاریزاسیون یا عرفی شدن مفهومی بنیادی در مسیحیت برای تحول دیانت قدیم به جدید است . تفسیر صوفیانه – زاهدانه که تفسیری عیسوی مآبانه از اسلام بود در رویارویی با دوجریان عرفان عاشقانه و فقه بویژه در قلمرو فرهنگی ایران قرار گرفت.

ادب فارسی که مهمترین محمل عرفان عاشقانه بود باعث تساهل و مدارای دینی و آئینی ایرانیان گردید. و همین گرایش موجب شد که در آغاز دوران جدید تاریخ ایران ، بسیاری از ایرانیان ، میلی به اندیشه های نو پیدا کنند و به آسانی این اندیشه ها را بپذیرند.به این علت مشروطیت ایران کمابیش به آسانی بدست آمد.

 کار اساسی مشروطیت این بود که بتواند فقه ، به عنوان نظام ” حقوق ” شرع را به حقوق جدید تبدیل کند ، تا تعارض میان فهم کهن دینی واندیشه جدید را از میان بردارد. 

قانون نویسی ایرانیان با پیروزی مشروطیت آغاز نشد ، نیم سده پیش از آن در زمان ناصرالدین شاه که علاقه ای به قانون نویسی داشت بدون آنکه به قانون تن در دهد ، مجموعه های قانونی بسیاری نوشته شده بود .(به گفته فریدون آدمیت نخستین قانون اساسی ایران را ملکم خان نوشت.) مجلس اول نخست قانون اساسی وسپس متمم آنرا فراهم آورد تا نظام قانونی حکومت قانون ایجادشود . با تدوین نخستین مجموعه های قانونی ، و با تاسیس نهاد دادگستری ، که خواست مهم نخستین مشروطه خواهان ایرانی بود ایران در  “عداد دولت های مشروطه ” در آمد.

از مهم ترین پیامدهای برقراری مشروطیت ، شالوده ملیت و دولت در معنای جدید آن بود، که در این کتاب اشاره هایی به آن می آید. ملت و دولت در ایران تاریخ کهنی دارد واحتمال دارد بتوان نشان داد که ایرانیان ، کهن ترین قوم هستند که خود را به عنوان ملت فهمیده اند ودر ” میهن ” خود دولتی تاسیس کرده اند که می توان آن را ” دولت ملی ” خواند.

مخالفین این نظر می گویند که رضا شاه ایران را به ملت تبدیل کرد و کوشش کرد که برای آن ملت نو بنیاد دولتی دست وپا کند . گروهی نیز پیدایش ملت ایران و دولت آن را به مشروطیت می رسانند و ایجاد آن را به روشنفکران غربزده نسبت می دهند که به پیروی از هواهای نفسانی ، معنای جدید ملت را جانشین تداول کهن آن کرده اند .

طباطبایی اینان ودیگر مدعیان را به مشروح مذاکرات مجلس اول که دو دهه پیش از به سلطنت رسیدن رضا شاه ، منعقد شده بود ارجاع می دهد و می نویسد که ، در آن مذاکرات ” ملت ” حتی دریک مورد در  معنای کهن یا نزدیک به آن نیامده ، وهمه نمایندگان چنان از دولت وملت ایران سخن می گویند که گویی وجود آن دو در نظر آنان اموری کهن وبدیهی هستند.

او می نویسد که در مجلس اول که ” مجلس طبقاتی ” یا صنفی بود ، همه نمایندگان اصناف ، اصطلاحات حکومت و ملت ایران را یکسان می فهمیدند. اگر این اصطلاح جدید بود امکان نداشت همه نمایندگان به یکسان بفهمند و به دقت بکار ببرند.

نمایندگان در مورد کاربرد مفهوم ” قانون اساسی ” مشکل داشتند چون جعل جدید بود. نمی توان گفت چون قانون اساسی جدید بود مفاهیم ” ملت ” و ” دولت ” هم جعلی است جدید.

طباطبایی مینویسد، آن چه مدعیان متوجه نشده اند این است که جنبش مشروطه خواهی،  با تاسیس حکومت قانون ، ایران را به دوران جدید وارد ، و بدین سان ، همه شئون کهن آن را نو آئین کرد. در ایران ، این نو شدن به معنای خلق از عدم نبود ، بلکه همه موارد نو شدن در تاریخ فرهنگی ایران وجود داشت و مشروطیت صورتی نو آئین به آن مواد داد. ( این اجتهاد ایرانیان و تفاوتش با عثمانی است )

او مینویسد ، در جای دیگری از این موادی که قابلیت پذیرفتن صورتی نو را داشتند به امور ” جدید در قدیم ” تعبیر کرده ام . اینها مباحثی است که به اجمال در درآمد کتاب آمده و اگر به متن اصلی مراجعه گردد بسیاری از این ابداعات قابل تشخیص است.

سرانجام آنکه ، در زمانه ای که فقدان فاجعه بار دانشگاه که مداخله های سیاسی بی رویه نهادهای سیاسی بیرون دانشگاه آن را به نهالی رنجور تبدیل کرده و آشفتگی بازار علم دربیرون دانشگاه بر آشفتگی ذهنی و ضرباهنگ فرو پاشی  بنیانها می افزاید و…..در چنین ” زمانه فترت ” اگر بخش های مختلف این جستار برای طباطبایی هم چون ” تمرین هایی در اندیشه سیاسی ” و تا حدی در فلسفه حقوق است .برای ما کوشش او درجهت ” ایجاد شالوده ای استوار ” که بتوان بر آن تکیه کرد قابل تقدیر وستایش است.

برداشت از در آمد کتاب ” ملت ، دولت و حکومت قانون ” نوشته جواد طباطبایی

علیرضا هاشمی


https://goftar-berlin.de/wp-content/uploads/2022/02/2022-01-22_a.mp3
قسمت دوم:

https://goftar-berlin.de/wp-content/uploads/2022/02/2022-01-22_b.mp3