Welcome to Delicate template
Header
Just another WordPress site
Header
image_print

فرهنگ و اندیشه ایرانشهری و تداوم تاریخی آن، که براساس کثرت اقوام و تنوع آداب و رسوم و زبان ها و دیا نت ها بود و هم چون شالوده ای برای وحدت اقوام ایرانی عمل می کرد، و با مفهوم «تداوم تاریخی فرهنگی ایرانیان» تبیین گشته است، چه تفاوتی با دیدگاه های نژادی وتوضیح نژادی تاریخ برای بقای «ایران»، ودیدگاه های «ادواری تمدن ها»، که زوال تمدن ها را مانند مردمان توضیح می دهد، یعنی روزی زاده وروزی زندگی آنها به پایان خواهد رسید، دارد؟
«تداوم تاریخی فرهنگی ایرانیان» چه نسبتی با مفردات اساسی ومفاهیم «اندیشه سیاسی ایرانشهری» دارد؟
اگراندیشه وفرهنگ ایرانشهری مایه وحدت اقوام ایرانی و به عبارت دیگر هویت «ملی» ایرانیان بود
دراین فرهنگ واندیشه ایرانشهری درایران باستان دین ازچه جایگاهی برخورداربود؟
«مدارای دینی» ایران باستان ازچه سرشتی برخورداربود، آیا این مدارا به امر (دستور) دین به معنای رایج آن برمی گشت؟

درنسبت دومفهوم «تداوم تاریخی فرهنگی ایرانیان» و«انحطاط وزوال اندیشه درایران» اصل برکدام یک قراردارد؟
و «به هم پیوستگی دومفهوم تجدد وانحطاط» دراین بررسی فلسفی-تاریخی چه مضمون وجایگاهی می تواند داشته باشد؟

دنباله متن …

image_print

 در تکمیل آنچه که طباطبایی درکتاب«دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران » در چهارمین علت از علل و اسباب انحطاط ایران نوشته از کتاب « زوال اندیشه سیاسی در ایران » ویراسته جدید فصل یازدهم نکاتی را متذ کر می شویم. او می نویسد: برای درک معنای وضعی که از آغاز یورش مغولان تا بر آمدن صفویان و تثبیت دولت آنان در ایران زمین پدیدار شد…باید اندکی به گذشته بازگشت و آرایش نیروهای فرهنگی ایران را در این دوره تاریخی مورد توجه قرار داد.

دنباله متن …

image_print

 4- تنش های میان فرهنگ ملی وآیین های بیگانه

طبا طبایی در بررسی چهارمین علت از علل و اسباب انحطاط ایران تحت عنوان « تنش های میان فرهنگ ملی و آیین های بیگانه » می نویسد: نگارنده این سطور ، در رساله خواجه نظام الملک کوشیده است تا تحول اندیشه سیاسی سیاستنامه نویسان در ایران را به اعتبار گسست و تداوم تاریخی و فرهنگی ایران مورد بررسی قرار دهد. آن چه ، این جا و اکنون، بر پایه دستاورد های موقتی آن رساله می توان گفت این است که اندیشه سیاسی ایرانشهری ، همگام با زبان فارسی، به عنوان یکی از عناصر تداوم فرهنگی ایران، به رغم گسستی که از نظر تاریخی با حمله عربان پیدا شد، تعارضی با دیانت جدید پیدا نکرد و با از دست دادن برخی از ویژگی ها خود را با اسلام و از آن پس با نظام قبیله ای ترکان و یاسای مغولان سازگار کرد

دنباله متن …

image_print

2 –تنش میان فرمانروایی و فرهنگ ایرانی

3- تنش های میان ایران وانیران

طباطبایی می نویسد: خاستگاه نظام حکومتی ایران فرهنگ ایرانی نیست، بلکه نظام حکومتی امری عارضی و گذرا در تاریخ این کشور است. نظام خود کامه شیوه ای است که در نهایت با خلق وخوی ایرانیان سازگار نیست. یکی از دلایل عمده بی ثباتی حکومتها در ایران این است که ایرانیان به رغم تحملی که در دوره هایی از تاریخ خود نشان داده اند ، هرگز به طبیعی بودن نظام های خود کامه باور نکرده اند وبه آن تن در نداده اند. ژان شاردن ، اگر چه نمی توانست با داده های زمان خود تحولات و انقلا باتی را که سه سده پس از او در ایران شروع شد، پیش بینی کند، اما به این نکته پی برده بود که تنش و تعارضی که میان خلق و خوی ایرانیان و ظرافت های فرهنکی آنان ،از یک سو، ونظام حکومتی ایران ، از سوی دیگر ، وجود دارد، نمی تواند مدت زمانی طولانی دوام بیاورد.

دنباله متن …

image_print

 1-تنش های آیینی –فرهنگی

 طباطبایی در خا تمه کتاب « دیبا چه ای بر نظریه انحطا ط ایران » می نویسد: نخستین پیامبر ایرانی، زرتشت، در عین حال اندیشمند خرد وفرزانگی کهن ایرانی و افق های باز بود. کورش بزرگ، بنیاد گذار شاهنشاهی ایران، فرمانروای همه قوم هایی بود که در ایران زمین زندگی می کردند وهم او در فرمانی که در 538 پیش از میلاد به مناسبت تاج گذاری خود در بابل صادر کرد، دین و آیین همه ساکنان سر زمین های خود را به رسمیت شناخت و اجازه داد تا هر کس چنان که میل اوست، به دستور های آیین و دیانت خود عمل کند. بر پایه آگاهی های اندکی که از دوره باستانی تاریخ ایران داریم، می توان گفت که ایرانیان در باور های خود مردمانی آزاده و اهل «مدارا» بوده اند.

دنباله متن …

image_print

طباطبایی در کتاب «دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران»می نویسد: اندیشه تاریخی نخستین سده های دوره اسلامی کلامی-دینی بود، چنان که محمد بن جریر طبری، نویسنده تاریخ الرسل والملوک، متکلم بزرگ زمان خود نیزبه شمار می آمد. با استوار شدن شالوده اندیشه فلسفی وتناورده شدن جریان های خردگرای سده های چهارم وپنجم،اندیشه تاریخی نیز توانست، بیش از پیش، مفهوم خرد را به مثابه عمده ترین ضابطه و بنیادی ترین مقوله تاریخ نویسی طرح کند. ابولحسن مسعودی،با فاصله گرفتن از تاریخ نویسی کلامی-دینی، توضیح مبتنی بر خرد حوادث تاریخی راوجهه همت خویش قرار داد وکوشید تا حوادث تاریخی رادر درون اندیشه تاریخی بسامانی تبیین کند. ابوعلی مسکویه رازی،در دیباچه تجارب الامم ،به تصریح،خرد را به عنوان یگانه ضابطه تاریخ نویسی وتبیین حوادث تاریخی طرح کرد وکوشید تا حوادث تاریخی را-بویژه در بخش مربوط به دوره فرمانروایی بوییان-نه به نقل از خود ودیگران، بلکه بر پایه تجربه و با ضا بطه عقل تحلیل وواقع گرایی خرد مندانه را جانشین مکتب کلامی-دینی در تاریخ نویسی کند.

دنباله متن …

image_print

طباطبایی مینویسد:نکته اساسی در تمایز میان اسلام و مسیحیت این است که مسیحیت، به گونه‌ای که در نخستین سده های تاریخ این دین تدوین شد، به خلاف اسلام که دیانت دنیا هم بود، دیانت «دنیا» نبود وهمین امر موجب شدکه مسیحیت ،به عنوان دینی «قدسانی»وفراگیر،نتواند دنیا را در استقلال آن ودر تعادلی با آخرت مورد توجه قرار دهد. تردیدی نیست که حیثیت«قدسی» رانباید با ساحت «قدسانی»که از ویژگی‌های مسیحیت است،اشتباه کرد. تمایز حیثیت «قدسی» دینی مانند اسلام وساحت «قدسانی»مسیحیت ناشی ازاین تمایز اساسی است که مسیحیت،دیانت تجسد است وبه سبب همین تجسد واین که عالم مظهر «جلال خداوندی»است،تنها ساحت «قدسانی» درآن اصالت دارد و«دنیا»امری اعتباری است. الاهیات مسیحی،از همان آغاز،در تحول خود،باتوجه به نظریه تجسد مورد تفسیر قرار گرفت وبدین سان،راه تدوین نظریه تعادل میان دین ودنیا بسته شد. این نکته بنیادین که مسیحیت دیانت تجسد بود واز مجرای آن، ساحت «قدسانی» مسیحیت در همه امور ساری وجاری است، موجب آن شد که جایی برای ساحت غیر «قدسانی»- که می توان«دنیا» یا قلمرو«عرف» نامید-وجود نداشته باشد.یکی از پی آمدهای فقدان قلمرو عرف و اصالت آن نسبت به آخرت در عین تعادل میان آن دو،این بود که در تمدن مسیحی،تاریخی جز «تاریخ قدسانی»،یعنی شرح ظهور وبطون امور «قدسانی» و قلمرو «ایمان» ،نمی توانست تدوین شود،تکوین تاریخ در قلمرو مسیحیت نیازمند تحولی در مبانی نظری الاهیات بود که بر حسب معمول از آن به سکولاریزاسییون تعبیر می کنند. وآن آغاز دوره ای نو در تاریخ مسیحیت و حادثه‌ای بود که راه تحول تاریخی آتی را باز کرد

دنباله متن …

image_print

«دیباچه ای برنظریه انحطاط ایران چاپ اول1380، نخستین جلد از پژوهشی است که طباطبایی چهار دهه پیش درباره تاریخ اندیشه سیاسی پنج سده اخیر ودوره های تجدد خواهی در ایران تحت عنوان «تاملی درباره ایران» آغاز کرده بود.او بعدها با پیشرفتی که در تحقیق ونوشتن حاصل میگردد ،به این نتیجه میرسد که پژوهش در باره تاریخ اندیشه سیاسی جدید درایران،بدون بازگشتی به خاستگاه های آن آب درهاون کوبیدن است.به همین دلیل او پژوهش در باره تاریخ اندیشه سیاسی قدیم درایران را که قبلاً انجام داده بود ،ازسرمی گیرد. حاصل این پژوهش ها چهارجلد کتاب: درآمدی فلسفی برتاریخ اندیشه سیاسی درایران 1367، زوال اندیشه سیاسی درایران 1373، ابن خلدون وعلوم اجتماعی 1374 وخواجه نظام الملک 1375 بوده است. طباطبایی نتایج کلی این چهارجلد کتاب را به هرحال تا انتشار ویراست جدید آن دفترها به عنوان مقدمات بحث سه جلد کتاب «تاملی درباره ایران» مطرح می کند.

دنباله متن …

image_print

جلد دوم مجموعه«تاملی درباره ایران» اثر جوادطباطبایی تحت عنوان «نظریه حکومت قانون درایران» شامل دوبخش می باشد، بخش نخست: مکتب تبریز ومبانی تجدد خواهی وبخش دوم: مبانی نظریه مشروطه خواهی
پس از مطالعه آخرین اثر فریدون آدمیت تحت عنوان «مجلس اول وبحران آزادی»، از تاریخ 20 سپتامبر 2014، کتاب «نظریه حکومت قانون درایران»، بخش دوم با عنوان فرعی «مبانی نظریه مشروطه خواهی»، موضوع بحث وگفتگو خواهد بود.

image_print

محمد علی شاه پس ازدوسال کشمکش برسربرقراری «حکومت قانون»، با «خیال »نگهداری «سلطنت مستقل»، پس ازاستخاره «مصلحت» دید به «قدرت شمشیر» نیاکانش متوسل گردد. محمد علی شاه با پشتیبانی دستگاه سلطنت ودربارونیروی قزاق وفرماندهی لیاخوف روس «توپ به درمجلس» نخستین حکومت قانون درایران، که نوپا و به زحمت دوساله می شد، فرستاد.
اززمان انتشاربیانیه «راه نجات» که نوعی اعلان جنگ علیه مجلس وحکومت مشروطه بود، مجلس، میدان بهارستان ومدرسه سپهسالاربه مرکزتجمع وتظاهرات مردم تبدیل گردید. روز 12 ربیع الاول 1326 یعنی ده روزپیش از به توپ بسته شدن مجلس، مشیرالسلطنه، کهنه کار ضد مشروطه درباری که چند روزپیش به حکم غیرقانونی محمدعلی شاه پست نخست وزیری را اشغال کرده بود، به مجلس آمد وگفت: «ازخیالات شاه جلوگیری کردیم، ملت هم لجاجت نکند بلکه کارها به اصلاح انجامد».. فریدون آدمیت ضمن اشاره به این نکته که صورت مذاکرات مجلس درفاصله دهم تا سیزدهم جمادی الاول 1326 منتشر نشده بر اساس گزارش های دیگر که بهترین آن را از شریف کاشانی معرفی می کند، می نویسد: “درآن فضای متشنج اختلاف آرا فراوان بود. برخی نمایندگان وهمچنین دومجتهد طباطبایی وبهبهانی معتقد به مقاومت ومخالف پراکنده کردن مردم بودند. برخی دیگرگفتند که مخالفت با شاه منجر به خرابی کارخواهد گردید. روح مجلس مدارا وتسلیم بود، ورای براین قرارگرفت که مردم فورا پراکنده شوند. پس ازآن “به فاصله کوتاهی بهارستان وصحن مجلس ازانبوه جمعیت خالی شد، انجمن ها تابلو ها را پایین کشیدند، روزنامه مجلس نوشت : «متفرق شدن عموم انجمن ها ی ملی روز جمعه دوازدهم شکست فاحشی به مفسدین بی ایمان داد وسدی بسیارمحکم جلوشرارت وفساد کشید. زبان بدخواهان که نسبت های ننگین داده وشورش طلب فتنه جوشان می گفتند بسته گردید وبردوست ودشمن معلوم شد که ملت سربلوا وآشوب ندارد و…». ولی بازارهمچنان بسته ماند”. احمد کسروی درخصوص چگونگی بسته ماندن بازار می نویسد: “همان روز دربازارجارکشیدند: «هرکسی فردا دکان خود را بازنکند ومشغول کارخود نشود افواج وسواران مالش را به یغما برده وصاحبان آنها هیچ قسم حق شکایت ندارند». اما انجمن اصناف با انتشاراعلامیه ای نوشت: «ما چون به نگهداری قانون اساسی سوگند خورده ایم دراین هنگام که چند بندی را ازآن قانون شکسته اند، باید ایستادگی نماییم وبازاررا بازنکنیم».

دنباله متن …