“تاریخ قوم …باید از روی معلومات جوهریه و محاکمات فلسفیه” باشد

.
در واپسین دهه عصر ناصری میرزا آقاخان کرمانی ،با تکیه بر دیدگاهی نو در تاریخ نویسی،گام مهم دیگری در تدوین تاریخ ایران بر داشت و با ” آیینه سکندری ” او تاریخ نویسی در ایران وارد مرحله تازه ای شد که تا آن زمان ناشناخته بود.

آیینه سکندری ،افزون بر اینکه گزارشی از تاریخ ایران از آغاز تا بامداد اسلام به دست می دهد،تاملی در مباحث تاریخ نویسی در ایران نیز هست.میرزا آقاخان ،در باره انگیزه تدوین کتابی در تاریخ ایران ،در آغاز آیینه سکندری ،تصریح می کند که آن را به قرینه رساله ای در ادب فارسی،با عنوان آیین سخنوری ،پرداخته است که پیشتر به رشته تحریر کشیده و به نظر دوستی اهل فضل رسانده بود.(برخی از اوصافی که میرزا آقاخان در باره این دوست اهل فضل به دست داده با ادعاهای ملکم خان بی شباهت نیست.) میرزا از آن بزرگ نقل می کند که با ملاحظه آن رساله در آداب سخنوری ،این نکته را به او یاد آور شده بود که ” ما امروز،مهم تر… از لیتراتور چیزی دیگر لازم داریم و آن هیستوار یعنی تاریخ است “.میرزا با آوردن اصطلاح فرانسه تاریخ در آغاز رساله خود و توضیحی که در باره آن عرضه می کند ، کوشیده است تا با ایجاد گسستی از تاریخ نویسی منشیان درباری سده های متاخر دیدگاه یکسره متفاوت خود در تاریخ نویسی را آشکارا بیان کند.تاریخ نویسی ” امروز ” ” نه تاریخ رایج و متداول در مشرق ” است که وقت خوانندگان را به ” استماع قصه وافسانه ” تلف می کند وهدفی جز ” ریشخند و خوشامد گویی و بیهوده سرایی ” ندارد،بلکه ” تاریخ حقیقی…مشتمل بر وقایع جوهری وامور نفس الامری ” است تا ” سایق غیرت و محرک ترقی و موجب تربیت ملت بتواند شد.” تاریخ “وقایع جوهری و نفس الامری ” ، در واقع ، بازگشتی به ” تاریخ پایه ای ” ابوالفضل بیهقی است که به خلاف تاریخ افسانه ای منشیان درباری ، “تاریخ بیداری “، و موضوع آن بحث ” از اطوار و حرکات مردمان نامی ،و ترقی و و تنزل ملل مختلفه دنیا در هر عصر ، و ظهور شوکت های بشریه در هر زمان ،و تحقیق و تفتیش عادات و اخلاق و موجبات انقراض دولت ها ” ست.این تاریخ چونان ” آیینه گیتی نما “ست که ” اسباب ظهور هر قدرت و شوکت و هر انقراض ” را در نظر آدمی می نمایاند تا او را برای انجام کارهای بزرگ آماده کند و ” جمعیت بشریه ” را از افتادن در ” مهالک موجوده ” مانع شود.تاریخ ،به عنوان شناخت ” اسباب ترقی وتنزل ” هر ملتی ، آگاهی هر قومی از سر گذشت نیاکان خود است و مهم ترین فایده آن عبارت است از شناختن گذشته برای اطلاع از “پیش آمد حال آیندگان ” برابر “معلومات جوهریه “.میرزا آقا خان می نویسد: “چنان چه هرکسی باید پدر راستین خود را بداند کیست و نسب اصلی او از کجاست، تاریخ قوم خود را نیز باید از روی معلومات جوهریه و محاکمات فلسفیه کشف وتحصیل کند تا نتایج و تاثیراتی که لازم این فن شریف است، بتواند بهره کافی بر گیرد و الا از تاریخ دروغین واساطیر بی اصل که مطابق واقع و حقیقت نیست چه فایده و تاثیر آید.” تاریخ نویسی ایرانی در آغاز دوره اسلامی ،به گونه ای که ابوالفضل بیهقی گفته بود ،” تاریخ پایه ای”تجدید ” آگاهی ملی” ایرانیان بود و این تاریخ نویسی به صورتهای گوناگون تا یورش مغولان ادامه پیدا کرد وبا یورش مغولان دستخوش کسوفی دراز دامن شد.اگرچه با نخستین سفر نامه نویسان ،و نیز در نیمه دوم عصر ناصری با نوشته های رجال اصلاح طلب و نویسندگانی که از آن پس روشنفکران خوانده شدند،دریافتی از جایگاه تاریخ نویسی در “آستانه ” دوران جدید پیدا شده بود ،اما به هر حال ، “آگاهی ملی ” به مفهومی بنیادین در تاریخ نویسی جدید تبدیل نشده بود. میرزا آقاخان کرمانی نخستین نویسنده ایرانی ” آستانه ” دوران جدید بود که کوشش کرد ، در آیینه سکندری ، تاریخ ایران را از دیدگاه دوگانه ” معلومات جوهریه ” و ” محاکمات فلسفیه ” تدوین کند. این نکته شایان توجه است که میرزا آقا خان از این حیث موفقیت هایی در ” تصحیح علم تاریخ ” ، چنان که اعتماد السلطنه ادعا کرده بود ،پیدا کرد که ” محاکمات فلسفیه ” را به عنوان مفهومی در پیوند با ” معلومات جوهریه ” مورد بررسی قرار داد و به تصحیح علم تاریخ از دیدگاه تکوین ” آگاهی ملی ” همت گماشت.فریدون آدمیت ،به درستی ، او را ” بنیانگذار فلسفه تاریخ ایران و ویرانگر سنت های تاریخ نگاری،برجسته ترین مورخان ما در قرن پیش …ویکتا مورخ متفکر زمان خویش ” نامیده است.چنان که گفتیم ،پیش از میرزا آقاخان ،جلال الدین میرزا،با تدوین نامه خسروان به فارسی سره ، به تجربه ای در تاریخ ملی ایران دست زده بود ،اما اهمیت آیینه سکندری میرزا آقا خان در این بود که توانست آگاهی ملی را به اصل “روایت” (ساختاری تبیینی برای توضیح معنای وقایع تاریخی وکنش های انسانی ) تاریخ نویسی ایران تبدیل کند و ، به این اعتبار،او را از مهم ترین نمایندگان “طرح نو ” “آستانه ” دوران جدید ایران می دانیم.اقدام میرزا آقا خان کرمانی در تدوین آیینه سکندری بخشی از اقدام گسترده تر در تجدد خواهی بود که با میرزا ابوالقاسم قایم مقام در دارالسلطنه تبریز آغاز شد واز آن پس نیز روشنفکری نو خاسته ایران عصر ناصری، با تکیه بر دستاورد های آن تجربه ،توانست در برخی از قلمروهای اندیشیدن ایرانی ، “بساط کهنه ” سنت قدمایی را بر چیند. گفته ایم که قایم مقام ، در تدبیر امور جنگ و مذاکرات با روس ها و عثمانی، “طرحی نو ” در اندیشه سیاسی در انداخت، اما این نکته شایان توجه است که بسط آن “طرح نو ” در اندیشه سیاسی و تبدیل آن به اندیشه سیاسی جدید نیازمند تدوین مفاهیم جدیدی بود که با منابعی که میرزا ابوالقاسم در اختیار داشت و مرتبه تکوین آگاهی ملی در آن زمان امکان پذیر نبود.در فاصله قتل قائم مقام تا تدوین آیینه سکندری ، روشنفکران ایرانی ، به تدریج ، به وجوهی از مفهوم آگاهی ملی التفاتی بی سابقه پیدا کردند و مضمون آن را بسط دادند،اما ، نخست ،میرزا آقا خان توانست تاریخی تدوین کند که تاریخ آگاهی ملی ایران در ” آستانه ” دوران جدید بود. بدیهی است که میرزا آقا خان آئینه سکندری را بر پایه اطلاعات و منابعی نوشته است که در آن زمان بسیار ناقص بود و خود میرزا آقا نیز به بسیاری از آن منابع دسترسی نداشت، اما کوشش میرزا در تدوین تاریخ تکوین آگاهی ملی ایران اقدامی اساسی بود.چنان که پیشتر گفتیم برخی از روشنفکران به اهمیت نقادی از شیوه های تاریخ نویسی سنت قدمایی و مبنای نظری اندیشه تاریخی پی برده بودند، اما بسط اندیشه تاریخی جدید جز از مجرای تدوین مفهوم آگاهی ملی امکان پذیر نبود.از این حیث، از دیدگاه تاریخ تکوین اندیشه تجدد خواهی در ایران ،این واقعیت که در بسیاری از ” معلومات جوهریه ” ای که میرزا در تدوین آئینه سکندری به کار گرفته ،اشتباه های اساسی راه یافته است، اهمیتی ندارد. نکته اصلی در تاریخ میرزا آقا خان کرمانی این است که او آن را بر پایه حقیقت ” محاکمات فلسفیه ” نوشته است. مکتب تبریز ومبانی تجدد خواهی فصل چهارم جواد طبا طبایی

قسمت اول:

http://goftar-berlin.de/wp-content/uploads/2017/06/2017-06-17_a.mp3
قسمت دوم:

http://goftar-berlin.de/wp-content/uploads/2017/06/2017-06-17_b.mp3

.</p