Welcome to Delicate template
Header
Just another WordPress site
Header

ازجمله کارهای عباس میرزا ومیرزابزرگ فرستادن یک عده محصل وصنعت آموز به انگلستان بود برای آموختن بعضی صنایع وعلوم جدید که به کار ایران آیدوبه حوایج مردم ایران سودمند باشد.درسال1815یک هیئت 5 نفری ازجوانان ایرانی برای تحصیل رشته‌های مختلف مثل مهندسی، طب، توپخانه، ریاضی، زبان وحکمت طبیعی به انگلستان روانه شدند.درمیان آن‌ها دونفر به مقامات بلند دولتی رسیدند.یکی میرزاجعفر مهندس باشی که بعد ها به سفارت ایران در عثمانی رفت ومشیرالدوله لقب یافت وسپس رئیس «شورای دولت» گردید.هموست که میرزا ملکم خان رساله خود را به نام «کتابچه غیبی یا دفتر تنظیمات»دراصلاح حکومت ایران به وی عرضه داشته است.دیگری میرزامحمد صالح شیرازی که اهل فضل وکمال وبسیار تیز بین ونکته سنج بود.اودرانگلستان زبان انگلیسی ،فرانسه،لاتینی،حکمت طبیعی،تاریخ وفن چاپ آموخت ودرآنجا به «مجمع فراموشان» یا«فراموشخانه»پیوست.پس ازبازگشت به ایران مترجم رسمی دولت وبعد وزیر تهران شد وبه ماموریت های سیاسی متعدد رفت.تاسیس اولین مطبعه چاپ کتاب‌های فارسی درایران وهمچنین اولین روزنامه فارسی درایران ازخدمات این مرد کارآزموده است.میزاصالح شیفته آزادی وانتظام جامعه انگلستان شده بود.اوبااعجاب میپرسد:که میتواند تصور کند که پرنس ریجنت که پادشاه این شهر بالفعل است(لندن)یعنی تاج پادشاهی که بر سراوست همه افعال واحکام ملوکانه او به طریق پادشاه جاری است،کوچه ای دراکسفرداستریت بنیادکرده به نام نامی خود،یک نفر استاد صنعت کار مرد فقیری دکانی دارددرمیانه کوچه واقع است،مدت شش ماه است که هرچه سعی میکنند که دکان اورا داخل کوچه اندازند قبول نمیکند.اگرفرضا بالفعل همه سپاه برسر او جمع شوندنمیتوانند بجزازدست اوگیردوطرفه اینکه پرنس خود نمیتواند ذره‌ای به اوضررمالی وجانی رساند.ولایتی به این امنیت وآزادی که اوراولایت آزادی مینامند ودرعین آزادی به نوعی انتظام پذیرفته که ازپادشاه الی گدای کوچه کلاً موافق نظام ولایتی مقید هستند وهرکدام اندک اختلاف وانحراف ازطریقه ونظام ولایتی نموده موردتنبیه میشوند…قواعد دولت داری وقوانین مملکت انگلند مخصوص است به خودانگلند به این معنی که هیچکدام ازممالک دنیا نه به این نحو منتظم است ونه به این قسم مرتب.سالها جانها کنده وخونها خورده وخونها ریخته اند تا اینکه به این پایه رسیده است.بالجمله کلیه دولت انگلند منقسم به سه قسم است:اولا پادشاه وثانیا «لارد»ویاخوانین،ثالثا «کامن» ویاوکیل عامه مردم.درخصوص قدرت مجلس عام مینویسد«فرضا اگر پادشاه حکمی جاری کند که موافق مصلحت ولایتی نباشد وکیل رعایا مقاومت وممانعت درجریان حکم مزبور نموده مطلقاً تأثیری نمی بخشد وجاری نخواهد شد.میزاصالح درآزادی بیان به عنوان یکی ازاصول پارلمانی،ازاستقلال وغیر قابل عزل بودن قاضیان انگلستان،وازانتظام دستگاه مالیاتی انگلند متعجب میشودوسرانجام درمقام مقایسه باآنچه درایران رواج داشته مینویسد:درزندان کنده ودو شاخه وزنجیری نیست.

قسمت اول:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

قسمت دوم:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

کوشش هایی که درفاصله بین جنگ‌های ایران وروس، تا تشکیل مجلس شورای ملی ،برای محدود کردن قدرت مطلق شاه وایجادنهادوزارت و…سرانجام ایجاد مجلس  شورای ملی وتصویب قانون اساسی مشروطه ومتمم آن انجام پذیرفته ،تحت عنوان مفهوم مشروطیت ازآن یادمی کنیم.می توان این فعالیتها راتاریخ آزادی درایران نام نهاد.به این معنا که دراین سالها ،تلاش شده قدرت مطلق شاه رامحدود کنند،یعنی زمینه‌هایی برای آزادی فراهم آورند.امااین آزادی به معنایی نیست که دردمکراسی های اخیر اروپا بوجودآمده.آزادی که روسو تعریف میکند«اطاعت ازقانونی که خود برخود نهاده ایم» پایه تمام دمکراسی های اروپایی است،هر چندروسو خودسیستم نمایندگی رانمی پذیرفت.درفاصله بین جنگهای ایران وروس تاتشکیل مجلس شورای ملی، وحتی پس ازآن،مسامحتا می‌توان گفت که صحبت از اعمال اراده مردم نیست،بلکه کوشش درجهت محدودکردن اراده های مطلق است.تجربه رضا شاه، محمد رضا شاه، و ولایت  فقیه نشان داد که صرف محدود کردن مطلقیت قدرت- بدون آنکه مردم اعمال اراده کنند- وضعیت دمکراسی وبازگشت ناپذیری مطلقیت تضمین نمی گردد.مشروطیت همان وضعیتی است که میتوان آن را نقطه صفر دمکراسی نامید.آزادی که روسو درقرارداد اجتماعی مطرح میکند،اعمال اراده آزاد انسان‌ها ،حقوق طبیعی مدرن، وحتی نطفه بحث حقوق بشر است. ازآنجایی که مسیحیت ،حقوق طبیعی قدیم را پذیرفته بودوبعدها نیز حقوق طبیعی مدرن، توسط هابز،لاک وروسو ودیگران دراروپا مطرح شده بود،مابااین سؤال مواجه می‌شویم که،اگر اسلام حقوق طبیعی را نپذیرفته ،چگونه به جامعه حقوقی مدرن وآزاد تن در می دهد؟ واگر قرار است که مفاهیم حقوق طبیعی مدرن،خارج ازسنت ما وارد جامعه شود( که شده) درآنصورت چه نسبتی میان مفاهیم مدرن اروپایی واین بخش از سنت ما برقرار می گردد؟

قسمت اول:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

قسمت دوم:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.